چکیده متن
در مقاله پیشین به بررسی تفاوت میان فرآیندکاوی و هوش تجاری پرداختیم، مقاله حاضر تفاوت این ابزار فرآیندی با ابزارهای مدلسازی فرآیندها را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد. با فرآیندکاوی، نقشه‎های فرآیند به صورت خودکار از اطلاعات تراکنش‎ها در سیستم‎های اطلاعاتی ایجاد می‎شوند.  در مقابل، در یک ابزار مدلسازی فرآیند، نقشه فرآیند [...]
اشتراک گذاری

فرآیندکاوی چه چیزی نیست؟ (۲)


در مقاله پیشین به بررسی تفاوت میان فرآیندکاوی و هوش تجاری پرداختیم، مقاله حاضر تفاوت این ابزار فرآیندی با ابزارهای مدلسازی فرآیندها را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد.

با فرآیندکاوی، نقشه‎های فرآیند به صورت خودکار از اطلاعات تراکنش‎ها در سیستم‎های اطلاعاتی ایجاد می‎شوند.  در مقابل، در یک ابزار مدلسازی فرآیند، نقشه فرآیند به صورت دستی کشیده می‎شود . متخصصان مدیریت فرآیند کسب و کار (BPM) اغلب برای نقشه برداری فرآیند به کتابچه راهنمای کاربر مراجعه می‎کنند که از طریق کارگاه‎های کلاسیک و مصاحبه‎ها به عنوان کشف فرآیند ایجاد می‎شود. این کار در جایی که ساختار خودکار فرآیند براساس داده IT به عنوان کشف نامیده می‎شود، ممکن است برای افراد یادگیرنده فرآیندکاوی گیج کننده باشد. برای مدتی بعضی از مردم سعی داشتند از واژه “کشف خودکار فرآیند” استفاده کنند تا فرآیندکاوی را از روش سنتی نقشه برداری دستی فرآیند تمایز بخشند، اما این اصطلاح متداول نشد و در حال حاضر در اغلب موقعیت‎ها از فرآیندکاوی استفاده می‎شود .

فرآیندکاوی و مدلسازی فرآیند برای اهداف مختلف مورد استفاده قرار می‎گیرند. با یک ابزار مدلسازی فرآیند، وضع موجود فرآیند مشاهده شده، توضیح داده می شود و فرآیند مستند می‎شود. در این اسناد، اغلب ابعاد مختلفی در نظر گرفته می شوند. به عنوان مثال، مسئولیت ها و مرزهای واحدهای سازمانی از طریق خطوط شناوری نشان داده می‎شوند. منطق تصمیم گیری در نقاط انتخاب این فرآیند می تواند از طریق قوانین تصمیم گیری و غیره اتخاذ گردد. اغلب فرآیندهای مستند شده پس از انتشار پورتال به بقیه شرکت ها منتشر می شوند. هدف این است که درک مشترکی از فرآیندهای سازمان ایجاد کنید.

فرآیندهای دستی مدلسازی یک نقطه مرجع برای فرآیند معمولی را ایجاد می کنند، برای مثال، برای کمک به توضیح به کارکنان جدید در مورد نحوه انجام این فرآیند، فرآیندکاوی بر اساس گزارشی تاریخی از سیستم های IT متوجه میشود که واقعاً چه اتفاقی میافتد. این وضع موجود فرآیند است که توسط فرآیندکاوی کشف شده است، و معمولاً بسیار پیچیده تر از آن است که در یک مدلسازی سنتی ثبت شود. با فرآیندکاوی، جزئیات بسیار بیشتر و تمام استثناهای کوچکی که در این فرآیند اتفاق افتاده است را مشاهده خواهید کرد .متوجه خواهید شد که به بسیاری از فرآیندها بیشتر از آنچه که فکر کنید اجازه آزادی و انعطاف پذیری داده شده است.

این امر لزوماً چیز بدی نیست. به عنوان مثال، بسیاری از فرآیندهای خدمات، فرآیندهای به شدت تخصصی هستند و به افراد این امکان را می دهد که کارشان را بهتر انجام دهند، به جای آن که آنها را مجبور به یک مسیر واحد کند که نیمی از اوقات با مورد کارشان مطابقت نداشته باشد (یا منجر به کار در خارج از سیستم شود). هدف از فرآیندکاوی این است که به شما کمک کند به جای این که واقعیت پیچیده را مستند کنید، فقط روی فهمیدن آن تمرکز داشته باشید. شما قادر به حرکت می شوید و به تدریج آن پیچیدگی را شکست خواهید داد. با نگاهی به واقعیت فرآیند واقعی، فرآیندکاوی به شما کمک می کند بدانید که چه اتفاقی میافتد و برای پیشرفت بالقوه و حل مشکلات به مطابقت و تجزیه و تحلیل فرآیند بهبود بپردازید.

فرآیندکاوی و مدلسازی فرآیند، مکمل هم هستند. در حالی که نقشه های مستند شده فرآیند معمولاً به دنبال پوشش هر استثنائی نیستند، میتوانند به شما اطلاعاتی ارزشمند در مورد چگونگی اجرای فرآیند ارائه دهند. در عوض، اگر سازمان شما هنوز فرآیندهای خود را ثبت نکرده است و شما قصد انجام این کار را دارید، می توانید فرآیندکاوی را در یک نقطه تجزیه و تحلیل و ساده کنید، جایی که بتوانید از آن به یک محیط مدلسازی فرآیند برای اسناد بیشتر خروجی بگیرید.

 

تهیه و تنظیم: سیما قربانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *