چکیده متن

فرآیندکاوی یک حوزه تحقیقاتی جدید است که از یک سو با هوش کامپیوتری و داده کاوی و از سوی دیگر با تحلیل و مدلسازی فرآیندها مرتبط است. ایده اصلی فرآیندکاوی کشف، پایش و بهبود فرآیندهاست که از طریق استخراج دانش از نگاره‌های رویدادی موجود در سیستم‌های اطلاعاتی صورت می‌پذیرد. فرآیندکاوی شامل کشف فرآیند، شناسایی عدم […]

اشتراک گذاری

یک مقایسه انتقادی؛ فرآیندکاوی، هوش تجاری، حاکمیت شرکتی


فرآیندکاوی یک حوزه تحقیقاتی جدید است که از یک سو با هوش کامپیوتری و داده کاوی و از سوی دیگر با تحلیل و مدلسازی فرآیندها مرتبط است. ایده اصلی فرآیندکاوی کشف، پایش و بهبود فرآیندهاست که از طریق استخراج دانش از نگاره‌های رویدادی موجود در سیستم‌های اطلاعاتی صورت می‌پذیرد. فرآیندکاوی شامل کشف فرآیند، شناسایی عدم انطباق‌ها، کاوش شبکه اجتماعی، توسعه و بهبود مدل می‌شود.

فرآیندکاوی یک پل ارتباطی مهم بین داده‌کاوی و مدلسازی و تحلیل فرآیندها ایجاد می‌کند. همچنین در زیرمجموعه هوش تجاری (BI) ، کلیدواژه‌های متعددی به منظور ارجاع به ابزارهای گزارشی و داشبوردی تعریف شده است. به طور مثال پایش فعالیت‌های کسب و کار  (Business Activity Monitoring یا BAM) به منظور پایش زمان واقعی فرآیندها مورد استفاده قرار می‌گیرد. پردازش رویدادی پیچیده (Complete Event Processing یا CEP) اشاره دارد به فناوری‌هایی که به منظور پردازش‌ رویدادهای حجیم، استفاده از آنها جهت پردازش و هدایت و بهینه‌سازی کسب و کار با هدف اجرا در کمترین زمان مورد استفاده قرار می‌گیرند. مدیریت عملکرد شرکت (Corporate Performance Management  یا CPM) کلیدواژه دیگری است که به اندازه‌گیری عملکرد یک فرآیند یا سازمان اشاره دارد. از سوی دیگر رویکردهای مدیریتی مانند بهبود فرآیندی مستمر (Continuous Process Improvement یا CPI) ، بهبود فرآیندهای کسب و کار(BPI) ، مدیریت کیفیت یکپارچه (TQM) و شش سیگما مرتبط با فرآیندکاوی هستند. همه‌ی این رویکردها فرآیندها را به منظور یافتن امکان‌های بهبود بیشتر، زیر ذره‌بین قرار می‌دهند. با این حال فرآیندکاوی یک فناوری توانمند است که می‌تواند حوزه‌های مختلفی مانند CPM، BPI، TQM، شش سیگما و غیره را پوشش و بهبود دهد.

درحالی که ابزارهای هوش تجاری و رویکردهای مدیریتی مانند TQMو شش سیگما هدفشان بهبود عملکرد عملیاتی مانند بهبود زمان است، سازمان‌ها همچنین به موضوعاتی مانند حاکمیت شرکتی، ریسک‌ها و بررسی انطباق‌ها (تخلف و انحراف) علاقه‌مند هستند. قوانینی مانند SOX و موافقت نامه دوم بازل برروی عدم انطباق‌ها تمرکز می‌کنند. قابل توجه است که فرآیندکاوی نیز به صورت دقیق‌تری عدم انطباق‌ها و اطمینان از صحت اطلاعات مربوط به فرآیندهای اصلی سازمان را بررسی می‌نماید. براساس آنچه گفته شد، فرآیندکاوی شامل مجموعه‌ای از تکنیک‌هاست که از جامعیت بیشتری نسبت به دیگر رویکردهای پایش و بهبود فرآیندها و سازمان‌ها برخوردار است.

منبع: Process Mining Manifesto مترجم: عباس بیات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *