چکیده متن

یکی از مسائل مهم در مدیریت فرآیندهای کسب و کار، اندازه گیر عملکرد فرآیند است. با توجه به اینکه «بدون اندازه‌گیری چیزی، نمی‌توان آن را مدیریت کرد.» شرکت‌ها و سازمان‌ها باید فرآیندهای خود را بر اساس معیارهای کمی تعریف کنند تا بتوانند میزان بهبود فرآیند را بررسی و تحلیل کنند.در ادامه چهار معیار اصلی جهت […]

اشتراک گذاری

معیارهای اندازه‌گیری عملکرد فرآیند


یکی از مسائل مهم در مدیریت فرآیندهای کسب و کار، اندازه گیر عملکرد فرآیند است. با توجه به اینکه «بدون اندازه‌گیری چیزی، نمی‌توان آن را مدیریت کرد.» شرکت‌ها و سازمان‌ها باید فرآیندهای خود را بر اساس معیارهای کمی تعریف کنند تا بتوانند میزان بهبود فرآیند را بررسی و تحلیل کنند.در ادامه چهار معیار اصلی جهت بررسی عملکرد فرآیند معرفی می‌شود. ذیل هر معیار، سنجه‌هایی جهت اندازه‌گیری کمی آن‌ها معرفی شده‌است.

زمان: واحد اندازه گیری مدت زمان انجام فرآیند است.

  • زمان سیکل: واحد اندازه گیری مدت زمان مورد نیاز برای ایجاد یک خروجی است که از زمان شروع فرآیند تا اختتام فرآیند طول می کشد

هزینه: میزان ارزش پولی انجام فرآیند است.

  • هزینه منابع: میزان ارزش پولی تخصیص داده شده بابت تامین منابع مورد نیاز فرآیند (انسانی یا غیر انسانی) جهت تکمیل فرآیند است.
  • هزینه فرصت: میزان ارزشی است که از طریق عدم انجام صحیح فرآیند و به دست نیامدن خروجی های مورد انتظار، از دست می رود. مثال بارز در این خصوص وقتی است که سفارش خرید به دلیل یک اشتباه یا ایراد (شاخص کیفی)، در واحد فروش حذف می گردد.

ظرفیت: میزان ارزش حجمی امکان پذیر جهت خروجی های یک فرایند است.

  • تعداد تراکنش های انجام شده در یک فرایند مثال خوبی برای شاخص های ظرفیت است. همراه ظرفیت معمولا یک مفهوم ضمنی درآمد نیز وجود دارد. برای مثال اگر یک کارگاه تولید قطعات و مجموعه های کوچک، بتواند میزان خروجی و محصولات خود را بهبود دهد، تعداد قطعات خوب تولید شده که می توانند به مشتریان سازمان فروخته شود افزایش پیدا کرده و این امر سبب افزایش درآمد کارگاه مذکور خواهد شد.
  • ظرفیت برخی اوقات به معنی و مفهوم توان عملیاتی نیز می باشد. برای مثال تصور کنید که فرآیند ثبت سفارش فروش توسط پرسنل فروش و به صورت دستی در یک سیستم مکانیزه وارد شود. تعداد سفارش‌های فروش که می تواند در یک ساعت وارد و ثبت گردد، به تعداد پرسنل و نیز تعداد سفارش‌های دریافتی از مشتریان سازمان بستگی دارد. اگر سفارش‌ها بتوانند توسط یک صفحه نمایشگر بر پایه وب تشکیل شده و مستقیم توسط مشتریان سازمان در سیستم ورود اطلاعات شوند، تعداد سفارشات قابل ثبت در سیستم فروش سازمان به تعداد کاربران قابل اتصال به وب سایت به صورت همزمان، افزایش پیدا می کند؛ لذا همان گونه که ملاحظه می گردد تعداد سفارشات در حالتی که مشتریان به صورت مستقیم به صفحات وب متصل می شوند حتما بسیار بیشتر از حالت اول است.

کیفیت: شاخص کیفیت عموما به نسبت درصد میزان واقعی (اقلام سالم) به میزان قابل انتظار (کل اقلام) و یا میزان ماکزیمم اندازه گیری می شود و می تواند به انواع اشکال مختلف بیان شوند.

  •  رضایت: واحد اندازه گیری میزان مطلوبیت مشتریان است که معمولا براساس میزان توقعی که از سطح سرویس و خدمات یک سازمان انتظار داریم قابل سنجش است.
  • انحراف: میزان ، مقدار، محتوی، نرخ و یا درجه تغییرات است و معمولا براساس میزان تفاوت مقدار واقعی با مقدار هدف و مورد انتظار سنجیده می شوند.
  • نرخ خطا یا خرابی: یک گونه از تغییرات است که بر اساس اندازه‌گیری میزان خطاهای صورت گرفته بر روی خروجی‌های فرآیند سنجیده می‌شود.

منبع: پیکره عمومی دانش مدیریت فرآیندهای کسب و کار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *