چکیده متن

فرآیندکاوی پل واسط بین تحلیل سنتی مبنی بر مدل فرآیندهای کسب و کار و تکنیک‌های تحلیلی داده‌محور نظیر یادگیری ماشین و داده‌کاوی است. فرآیندکاوی تلاش می‌کند تا تفاوت‌های بین داده‌های رویدادها (رفتار مشاهده شده در سازمان) و مدل‌های فرآیندی را کشف نماید. این فناوری یک فناوری نوظهور است که می‌تواند برای تحلیل تمام فرآیندهای کسب و کار سازمان‌های مختلف مورد استفاده قرار ‌گیرد.

اشتراک گذاری

مصاحبه با آقای ویل ون‌درآلست (بنیان‌گذار فرایندکاوی)


سوال: آقای دکتر آلست، این افتخار بزرگی برای من است که با شما مصاحبه می‌کنم. تمام محققان حوزه‌ی علوم داده می‌دانند “داده کاوی” چیست. ضمناً اغلب آن‌ها می‌دانند که “متن کاوی” چیست. اما شما به ما بگویید “فرآیندکاوی” چیست؟

 

فرآیندکاوی پل واسط بین تحلیل سنتی مبنی بر مدل فرآیندهای کسب و کار و تکنیک‌های تحلیلی داده‌محور نظیر یادگیری ماشین و داده‌کاوی است. فرآیندکاوی تلاش می‌کند تا تفاوت‌های بین داده‌های رویدادها (رفتار مشاهده شده در سازمان) و مدل‌های فرآیندی را کشف نماید. این فناوری یک فناوری نوظهور است که می‌تواند برای تحلیل تمام فرآیندهای کسب و کار سازمان‌های مختلف مورد استفاده قرار ‌گیرد. باید بگوییم داده‌کاوی نیز مانند فرآیندکاوی مبتنی بر داده است اما اغلب قریب به اتفاق تکنیک‌های داده‌کاوی فرآیندمحور نمی‌باشند. مدل‌های فرایندی مبتنی بر پتری نت یا BPMN با هیچ‌کدام از تکنیک‌ها و ابزارهای سنتی داده‌کاوی قابل نمایش نیستند.

در یک دسته‌بندی کلی، ۳ نوع مختلف فرآیندکاوی داریم:

نوع اول فرآیندکاوی، کشف فرآیند است. یک تکنیک کشف فرآیند داده‌های نگاره‌های رویداد را دریافت کرده و بدون هیچ اطلاعات دیگری یک مدل فرآیندی را تولید می‌نماید. مثال معروف این نوع فرآیندکاوی الگوریتم آلفا می‌باشد که نگاره رویداد را دریافت می‌کند و یک مدل فرآیندی (پتری نت) تولید می‌کند که بیان‌کننده‌ی رفتار ثبت شده و در طول فرآیند در سازمان می‌باشد.

نوع دوم فرآیندکاوی مبتنی بر انطباق‌ها است. در اینجا یک مدل فرآیندی موجود با نگاره‌های رویداد همان فرآیند مقایسه می‌شود. این نوع فرآیندکاوی عدم انطباق‌های موجود بین داده‌های موجود در سازمان و مدل‌های فرآیندی را بررسی می‌نماید.

نوع سوم فرآیندکاوی ارتقای مدل‌های فرآیندی است. ایده‌ی مبنایی نوع سوم این است که مدل فرآیند بوجود آمده در کشف فرآیند را با استفاده از اطلاعات ثبت شده در سازمان توسعه یا بهبود دهیم. برخلاف نوع دوم فرآیندکاوی که به دنبال اندازه‌گیری میزان انطباق مدل فرآیندی با داده‌های موجود است، هدف نوع سوم فرآیندکاوی تغییر یا بهبود مدل کشف شده است. یک مثال بهبود در مدل‌های فرآیندی افزودن اطلاعات عملکردی مانند گلوگاه‌های فرایند به مدل فرآیندی می‌باشد.

هیچ کدام از تحلیل‌های مذکور در ابزارهای سنتی داده‌کاوی و هوش تجاری وجود ندارد.

سوال: آیا مقدور است که مثال‌هایی از به‌کارگیری فرآیندکاوی در صنایع و کسب و کارهای مختلف بیان کنید؟ چه فوایدی برای سازمان‌ها دارد؟

 

از زمان چاپ اولین کتاب فرآیندکاوی در سال ۲۰۱۱، علاقه‌مندی افراد به این حوزه با سرعت زیادی رو به افزایش است. امروزه فرآیندکاوی اولین رویکردی است که BPM را مبتنی بر داده نموده است. فرآیندکاوی محل تلاقی علوم داده و علوم فرآیند است. بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶ میزان علاقه‌مندی به فرآیندکاوی با سرعت بیشتری رشد کرده است. اکنون حدود ۲۳ شرکت نرم‌افزاری وجود دارند که ابزار فرآیندکاوی ارائه می‌دهند. ابزارهایی مانند Celonis، Disco، Minit، Process Gold Enterprise Platform، Myinvenio، Signavio، QRP، LANA و … اکنون در دسترس محققان و تحلیل‌گران می‌باشند. در دسترس بودن و به‌کارگیری این ابزارها نشان‌دهنده‌ی جذب بیش از پیش به این حوزه‌ی فرآیندکاوی می‌باشد.

دو دلیل اصلی برای به‌کارگیری فرآیندکاوی بررسی عملکرد و عدم انطباق‌ها در فرآیند است. فرآیندکاوی جهت کشف فرآیند، گلوگاه‌های آن، خطاها و تأخیرهای موجود در آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. مشکلات عملکردی مذکور در زمان بسیار کوتاه و از طریق تحلیل حقایق موجود در سازمان صورت می‌گیرد. ضمناً زمانیکه یک سازمان دارای فرآیند مصوبی باشد، با استفاده از فرآیندکاوی می‌توان انحرافات سازمان از فرآیند مصوب را نیز کشف نمود. چرا این انحرافات ایجاد شده؟ چه مقداری به سازمان صدمه وارد نموده است؟ از جمله سوالاتی است که فرآیندکاوی به آن‌ها پاسخ خواهد داد. به طور مثال در شرکت زیمنس بیش از ۲۰۰۰ نفر از ابزارهای تحلیلی فرآیندکاوی استفاده می‌نمایند.

سوال: شما در خصوص اینترنت رویدادها (Internet of events) سخنرانی داشته‌اید. اگر مقدور است کمی در خصوص ماهیت IoE و این‌که چرا فرآیندکاوی نقش مهمی در آن دارد توضیحاتی بفرمایید؟

 

اصطلاح اینترنت رویدادها (IoE) را چند سال پیش من تعریف نموده‌ام. منظور از IoE تمام داده‌های دردسترس رویدادهاست و شامل ۴ دسته‌ی زیر است:

اینترنت محتوا (Internet of Content) : تمام اصطلاحاتی که توسط افراد جهت افزایش دانش دیگران در یک حوزه‌ی خاص تولید می‌شود در الگوریتم IoC شامل صفحات اینترنتی سنتی، مقالات، دانش‌نامه‌ها، youtube، کتاب‌های الکترونیکی و …. می‌باشد.

اینترنت افراد (Internet of People) : تمام داده‌های مرتبط با تعاملات اجتماعی افراد را شامل ‌می‌شود. IoP شامل ایمیل، فیسبوک، توییتر، لینک‌این و … است.

اینترنت اشیا (Internet of Things) : تمام موجودیت‌های فیزیکی که به اینترنت متصل‌اند. IoT شامل تمام اشیایی که دارای یک ID منحصربه‌فرد بوده و در ساختاری شبیه اینترنت حضور دارند.

اینترنت اماکن (Internet of Locations) : به داده‌هایی می‌گویند که دارای بعد مکانی هستند. با ظهور موبایل‌های هوشمند داده‌های بسیاری از رویدادها دارای بعد مکانی نیز می‌باشند.

موضوع فرآیندکاوی در خصوص تحلیل عملکرد رفتار اشیا فیزیکی و افرادی که به شبکه متصل بوده و رویدادهایی را تثبیت نموده‌اند.

 

سوال: پس اینطور به نظر می‌آید که فرآیندکاوی در آینده مانند داده‌کاوی یک مفهوم کاملاً شناخته شده و معروف تبدیل گردد و سازمان‌ها هرروز به کاربردهای بیشتر آن پی خواهند برد. سوال من این است که اولین مسئله‌ای که شما با استفاده از فرآیندکاوی تلاش به حل آن نموده‌اید چه بوده؟ به عبارت دیگر چگونه، چرا و چه زمانی شما فرآیندکاوی را به‌وجود آورده‌اید؟

 

من از اواخر دهه‌ی ۹۰ میلادی شروع به کار فرآیندکاوی نمودم. این موضوع با پروژه‌ی تحقیقاتی با عنوان “طراحی فرآیند از طریق کشف : برداشت گردش کار از روی اجرا” آغاز گردید. چیزی که باعث به راه افتادن آن پروژه شده بود نگاه مشکوک من به مدل‌سازی و خودکارسازی فرایند بود. مدل‌های فرآیندی خیلی در عمل و واقعیت اجرا نمی‌شوند.

من چندین و چند پروژه‌ی شبیه‌سازی را پیاده‌سازی نمودم و متوجه شدم که چه‌قدر سخت است که فرآیندی داشته باشیم که منطبق بر واقعیت رفتار کند. ضمناً در آن زمان، پیش از آنکه با این حجم از داده‌‌ی مربوط به رویداد‌ها در سازمان‌ها مواجه شویم ، پیش‌بینی کرده بودم که رشته زیادی در این دسته از داده‌ها ایجاد خواهد شد. این موضوع دلیل اصلی آن بود که من فکر کردم باید تجربیاتم را در حوزه‌ی مدلسازی و خودکارسازی فرآیندها با داده‌های مربوط به رویدادها تلفیق نمایم. آن زمان بود که متوجه شدم ما باید نوع فکر کردن خود را در خصوص مدلسازی فرآیندها تغییر دهیم.

 

سوال: آن مقدار که من می‌دانم فرآیندکاوی یک تکنیک جدید نیست ولی یک روش معتبر است که نتایج ارزشمندی را برای سازمان‌ها ایجاد می‌نماید. به نظر شما چه چیزی پیش‌نیاز این است که در آینده سازمان‌ها و محققان بیشتری از فرآیندکاوی استفاده نمایند؟

 

همان‌طور که بیل گیتس بیان می‌کند، ما همواره در پیش‌بینی تغییرات در دو سال آینده دچار افراط و برای تغییرات در ۱۰ سال آینده دچار تفریط می‌شویم. برای من کار فرآیندکاوی امروز یک موفقیت چشم‌گیر محسوب می‌گردد. من هرگز فکر نمی‌کردم که روزی علاوه‌بر رشد فرآیندکاوی از نظر تحقیقاتی، یک بازار جدید برای ابزارهای تحلیل نیز ایجاد گردد. امروزه بیش از ۲۵ ابزار فرآیندکاوی در بازار وجود دارد و پیش‌بینی می‌کنم ابزارهای بیشتری نیز برای پشتیبانی و انجام فرآیندکاوی ایجاد خواهد شد.

 

سوال: شما پیش‌بینی می‌کنید چه نوآوری‌هایی در حوزه‌ی فرایندکاوی در سال‌های پیش‌رو اتفاق بیفتد؟ و آیا ممکن است بیان کنید شما هم‌اکنون روی چه موضوعی‌ کار می‌کنید؟

 

ما روی تمام موضوعات حوزه‌ی فرآیندکاوی مشغول به کار هستیم. کشف، بررسی عدم انطباق، تحلیل عملکرد، پیش‌بینی و … . بطور مثال روی مقیاس‌پذیری این موضوعات در کنار افزایش کیفیت خروجی‌های آن‌ها مشغول به کار هستیم. روند پیش روی بازار این حوزه‌ی به این شکل است که شرکت های ارائه‌دهنده‌ی فرآیندکاوی تمرکز بیشتری روی بررسی عدم  انطباق‌ها و مدل‌های رسمی‌تر خواهند نمود. این نشانه‌ای از بلوغ می‌باشد. من نیز شخصاً به مسیرهای بهبود خودکار مدل‌های فرآیندی بر مبنای داده‌های رویداد علاقه‌مند هستم. ما باید فرآیندها را بهبود دهیم، اما در عین حال امنیت سازمانی نباید به مخاطره بیافتد و نتایج ارائه شده در یک قالب شفاف می‌باشد. بطور مثال، آیا می‌توانیم مدل فرآیندی را کشف کنیم و گلوگاه‌ها را شناسایی نماییم بدون آنکه داده‌های سازمان را ذخیره نماییم؟

 

 

خیلی از شما ممنونیم بخاطر این مصاحبه‌ی جذاب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *